فهرس الكتاب

الصفحة 112 من 511

مؤلف گويد: به خدا پناه مي بريم از تفكر و دانشي كه موجب اين اقوال زشت گردد. ضمنًا اهل كلام مدعي شده اند كه ايمان جز با شناخت مطالبي كه آنان تنظيم كرده اند كامل نگردد، حال آنكه پيغمبر (صلى الله عليه وسلم) امر به ايمان فرمود و اشاره به بحث كلامي ننمود همچنانكه صحابه با آن درجة ايمان كه به گواهي پيغمبر (صلى الله عليه وسلم) بهترينانِ اين امت بوده اند علم كلام نمي شناختند. گذشته از آنكه از خود متكلمان منقولاتي عليه كلام داريم. مثلا از احمد بن سنان نقل است كه گفت: وليد بن ابان كرابيسي متكلم دايي من بود، موقع مگر به فرزندانش گفت: آيا كسي را مي شناسيد كه داناتر از من به فن كلام باشد؟ گفتند: نه. گفت: آيا مرا امين مي دانيد؟ گفتند: آري. گفت: اگر وصيتي كنم قبول مي كنيد؟ گفتند: بلي. گفت: بر شما باد آنچه اصحاب حديث مي گويند كه به نظر من حق با آنهاست. و از ابوالمعالي جويني نقل است كه گفت: در مذاهب اهل اسلام جولاي كردم و وارد درياي بزرگ دانش شدم و در گرداب عقايد ممنوعه سر فرو بردم؛ و اين همه در جستجوي حقيقت و گريز از تقليد و تبعيت دست و پا زدم اكنون به اين رسيده ام كه كلمة «عليكم بدين العجائز» . حق است و اگر خدا به لطف خود مرا بر دين حق نميراند واي بر حال من است. همو به ييارانش مي گفت: مشغول علم كلام مباشيد كه اگر مي دانستم مرا به اينجا كه رسيده ام مي رساند، بدان نمي پرداختم.

حجم الخط:
شارك الصفحة
. . .
فضلًا انتظر تحميل الصوت