فهرس الكتاب

الصفحة 116 من 511

بعضي مشبهه رؤيت حق در قيامت را بدين گونه تصور مي كنند كه خداوند در زيباترين شكل انساني روز قيامت ظاهر مي شود؛ و از شوق آن صورت خيالي و مثالي آه مي كشند و اشتياق از خود نشان مي دهند و با پندار كنار رفتن پرده بيتاب مي شوند و با ياد آوردن وعدة ديدار غش مي كنند. و چون در حديث مي خوانند كه خداوند بندة مومن را به خود نزديك مي كند، تصور قرب ذاتي و همنشيني جسماني مي نمايند واين همه ناشي از جهل ايشان است به موصوف (كه صفت او را بايد آن گونه كه سزاوار اوست فهميد

از عجيب ترين حرفهاي «ظاهريه» قول «سالميه» است كه گفته اند: ميت در قبر مي خورد و مي آشامد و (با حوريان) هماغوشي مي كند؛ اينان چيزي از «نعيم» شنيده اند و جز خوردن و نوشيدن و جماع چيز از «نعيم» نمي فهمند و اگر قناعت به اخباري مي نمودند كه مي گويد: «ارواح مؤمنان در چينه دان مرغاني است كه از درخت (بهشت) ميوه مي خورند» ، سالم بودند اما نعيم را به جسم انساني در قبر نسبت دادند؛ و اين شبيه عقيدة جاهليان است در مورد «هام و صدي» [1] . و بايد با صاحبان اين نحوة عقايد «ظاهري» مبتني بر حس، به ملايمت بحث نمود زيرا كه شيطان اينان را از طريق بر حذر داشتن] افراطي [از تأويل فريفته، تا آنجا كه تأويل مطابق دليل عقلي و شرعي را نيز ترك گفته اند؛ حال آنكه در اين موردِ بخصوص بايد نعيم يا عذاب در قبر را به معني نعيم يا عذاب روحِ آن جسدي كه در آن قبر به خاك سپرده شده فهميد نه خود آن جسد.

(1) جاهليان معتقد بودند كه مرده وقتي پوسيد پرندهء كوچكي از جمجمهء او خارج مي شود و اگر آنمرده، كشته اي باشد انتقام گرفته نشده به آن پرنده بانگ مي زند «اسقوني!» و همچنان فرياد تشنگي مي كشد تا از خون قاتل سيرابش كنند. ونيز «هامة» و «صدي» به نوعي پرندهء كوچك مأنوس به قبرستانها (شب پره، بوم، جغد ... ) اطلاق مي شده است (با استفاده از لسان العرب و لغت نامهء دهخدا) . -م.

حجم الخط:
شارك الصفحة
. . .
فضلًا انتظر تحميل الصوت