فهرس الكتاب
و نيز هنگامي كه امام حسن (رضي الله عنه) مي خواست با معاويه صلح كند يكي از خوارج به نام جراح بن سنان به آن حضرت حمله كرد كه همچون پدرت شرك ورزيدي! و در بيخ ران حضرت ضربتي زد. و خوارج پيوسته بر فرمانروايان خروج مي كردند، و داراي عقايد و شعبه هاي مختلف شدند. از آن جمله طرفدران نافع بن ازرق بودند كه گفتند: تا در دارالشرك] يعني در حكومت و قلمرو غير خوارج[هستيم مشركيم و چون از آنجا بيرون آمديم مسلمانيم و مخالفان خود را در مذهب مشرك مي دانستند و نيز مرتكبان گناهان كبيره را؛ و مي گفتند هر كس از جنگيدن همراه ما پاي پس بكشد و در خانه نشيند كافر است. اينان قتل كودكان و زنان مسلمان را كه همرايشان نبودند جايز مي شمردند و آنان را مشرك مي ناميدند.
نجدة بن عامر بن ثقفي نيز از خوارج بود كه با نافع مخالفت كرد و گفت: خون ريزي مسلمانان و گرفتن اموالشان حرام است، و نيز مي پنداشت گناهكاران خوارج عذاب مي شوند اما نه در جهنم؛ و جهنم خاص عذاب مخالفان اوست. ابراهيم]نخعي، فقيه كوفه [گويد: خوارج كفارند، وزن گرفتن و دادن وارث بردن ودادن به ايشان جايز است همچنانكه در آغاز اسلام اين نحوه رفتار با كفار جايز بود. بعضي خوارج معتقد بودند خوردن دو فلس از مال يتيم عذاب جهنم دارد زيرا در قرآن اشاره شده، اما اگر همان يتيم را بكشند يا دست ببرند و شكم بدرند قاتل عذاب جهنم ندارد.