فهرس الكتاب
الصفحة 148 من 511
يكي كه مردي از خوزستان به سواد كوفه آمد و آنجا اظهار پارسايي نمود و مردم را به پيروي امامي از اهل بيت پيغمبر (صلى الله عليه وسلم) مي خواند. اين مرد نزد شخصي ملقب به كرميته منزل كرد (اين كلمه در زبان نبطيان به معني تيز چشم است، و كرميته چشمش سُرخ بود) و امير آن ناحيه آن مرد را دستگير و محبوس نمود و كليد زندانش را زير سر نهاد و بخفت. كنيز امير را دل بر زنداني بسوخت، كليد برداشت و درِ محبس بگشود و زنداني را رها ساخت و در را بسته كليد را زير بالش امير گذاشت. چون زنداني را جستند و نيافتند شيفتگي مردم بدو بيشتر شد و به اسم ميزبانش كه «كرميته» بود شهرت يافت و آن كلمه را تخفيف داده «قرمط» گفتند و جايگاه او به اولادش به ارث رسيد.
حجم الخط: