فهرس الكتاب
پيش از آن به روزگار ملكشاه، نخستين بار كه امر باطنيان ظهور يافت آن بود كه آنان در ساوه نماز عيد خواندند، شخنه خبر يافت و دستگيرشان كرد و سپس آزادش ساخت. باطنيان بعدًا يك مؤذن ساوه اي را - كه مي خواستند به خود بگروانند و او نپذيرفته بود - به قتل رساندند. خبر به خواجه نظام الملك رسيد دستور داد قاتل را بگيرند، نجاري متهم به قتل مؤذن بود، او را گرفته كشتند. و ايشان نخستين كسي را كه ترور كردند نظام الملك بود و گفتند: شما از ما نجاري را كشتيد ما در عوض او نظام الملك را كشتيم!
مخصوصًا بعد از مرگ ملكشاه كارشان در اصفهان قوت گرفت تا آنجا كه اشخاصي را مي ربودند و مي كشتند و جسدشان را در چاه مي انداختند. و چنان شد كه هر كس موقع عصر به خانه باز نمي آمد از بازگشتنش قطع اميد مي شد. و خود مردم به تفتيش پرداختند و بالأخره در خانه اي زني را يافتند كه دائم بر حصيري مي نشست و از روي آن تكان نمي خورد، آن زن را بلند كرده حصير را برداشتتندو زير آنچهل جسد مقتول را يافتند، آن زن را كشته خانه و محلّه اش را به آتش كشيدند. داستان چنين بود كه مرد كوري بر در آن كوچه مي نشست و چون كسي از آنجا مي گذشت آن کور خواهش مي نمود كه چند قدم در كوچه راهنماييش كند، و چون آن عابر داخل كوچه مي شد كساني كه كمين كرده بودند او را مي گرفتند و مي كشتند. بعد از اين واقعه مسلمانان اصفهان بجد در جستجوي باطنيان برآمدند و بسياري از ايشان را به قتل رسانيدند.