فهرس الكتاب

الصفحة 161 من 511

و پس از آن دژهاي بسيار به دست ايشان افتاد و اميران و وزيران بسيار بكشتند، و ايشان را حالات غريب است كه در تاريخ] المنتظم [آورده ايم واينجا سخن كوتاه مي كنيم.

بسا زنديقان كينه ور با اسلام كه بادعاوي ظاهر فريب خروج كرده و هدفي جز لذت جوي و دنيويات نداشته اند، همچون بابك خرمي (كه ياد كرديم) و صاحب الزنج كه بردگان را وعدة آزادي و جهانگيري مي داد و تحريك مي كرد. اينان در قتل وغارت زياده روي كردند اما دستگير شده به بدترين عواقب و عقوبتها رسيدند به طوري كه شكنجه و عذابشان بر لذتي كه برده بودند مي چربيد. بعضي ديگر از زنديقان به اين اندازه از دنيويات و لذايذ نيز دست نيافتند و مصداق «خسر الدنيا والآخره» شدند همچون ابن راوندي وابوالعلاء معري. آورده اند كه ابن راوندي با رافضيان و ملحدان همراهي و مصاحبت مي كرد و چون سر زنشش مي نمودند ميگفت: مي خواهم با عقايدشان آشنا شوم. اما سپس پرده از روي كار برداشت و به مناظره برخاست و از ملحدان بزرگ گرديد و كتاب الدامغ را نوشت كه شريعت را بكوبد، و خداوند او را در آغاز جواني سركوب كرد. آورده اند كه ابن راوندي به قرآن اعتراض مي نمود و مي گفت: پر تناقض است و عيب فصاحتي دارد [1] . ابوالعلاء نيز در اشعارش آشكارا ملحد است و در دشمني پيغمبران مبالغه مي ورزد [2] . او در لغزشهاي خويش سرگردان به سر مي برد و همواره بر جان خويش بيم داشت تا زيانكار بمرد.

(1) به نظر مي آيد بعضي مطالب مذكور راجع به اين راوندي تهمت بي اساس بوده است دربارهء ابن راوندي، رك: بيست گفتار، دكتر مهدي محقق، صص 191 الي 228. -م.

(2) درباره ملحد بودن ابوالعلاء نيز عقايد مختلف است و بعضي انتساب الحاد را بدو افترا دانسته اند، رك: ابوالعلاء المعري، الزاهد المفتري عليه، دكتر عبدالمجيد دياب، الهيئة المصرية العامة للكتاب، 1986. -م.

حجم الخط:
شارك الصفحة
. . .
فضلًا انتظر تحميل الصوت