فهرس الكتاب
خطابي از حالات يكي از مشايخ خود نقل مي كند كه اين حديث را از پيغمبر (صلى الله عليه وسلم) براي ما روايت كرده بودند كه حضرت از «حلق» قبل از نماز منع فرمود، و من اين كلمه را «حَلْق» به معني سرتراشيدن پنداشته بودم و چهل سال پيش از نماز سر نمي تراشيدم. خطابي گويد: بدو گفتم صورت صحيح كلمه، «حَلَق» است جمع حلقه؛ يعني پيغمبر از حلقه زدن اشخاص براي صحبت متفرقه يا مذاكرة علمي و ديني قبل از نماز منع فرمود تا ساكت بنشينند و خطبة نماز را گوش كنند. گفت: خير ببيني كه مرا آسوده كردي!
ابن الصاعد نزد محدثان بلند قدر بود اما چون با فقيهان كمتر نشسته بود نمي توانست جواب مسأله اي را بدهد. چنانكه آورده اند روزي زني به مجلس او آمد و پرسيد: يا شيخ، چه گويي دربارة چاهي كه مرغي در آن افتاده ومرده؟ ابن الصاعد گفت: مرغ چطوري توي چاه افتاد؟ زن پاسخ داد: درِ چاه باز بوده مرغ افتاده. ابن الصاعد گفت: چرا درِ چاه را نمي پوشاني كه چيزي در آن نيفتد!؟ كسي آنجا حاضر بود خطاب به زن گفت: اگر آب تغيير حالت پيدا كرده] ازجهت بو و رنگ و طعم [نجس است و الا پاك است.
مؤلف گويد: ابن شاهين در حديث تأليفات فراوان داشت كمترينش يك جزء وبزرگترينش كه در تفسير بود هزار جزء، اما از فقه هيچ نمي دانست. بعضي محدثان براي آنكه در نظر مردم جاهل نيابند فتويَْ به غلط مي دهند و اسباب خنده مي شوند، چنانكه از محدثي دربارة «فرائض» [1] پرسيدند گفت: طبق فرائض (= واجبات) الهي تقسيم مي شود!
(1) در اينجا مقصود، فرائضِ ارث است، رك: فرهنگ معارف اسلامي، سيد جعفر سجادي، ج سوم، ص 428 ببعد. - م.