فهرس الكتاب

الصفحة 169 من 511

اما گروه دوم از محدثان از گردآوري حديث مقصود صحيحي ندارند و نمي خواهند درست از غلط باز شناسند، صرفًا دنبال اساتيد عالي و متون غريب هستند تا بگويند: فلان كس را ديده ام، يا اين حديث را كس ديگر روايت نكرده، يا از اين طريق نكرده. مؤلف گويد: ما خود بعضي طالبان حديث را در بغداد ديديم كه شيخي را در رقه (بستاني در ساحل دجله) مي نشاند و بر او حديث مي خواند، همو در مجموعه هاي حديث كه گردآورده مي نويسد: «حدثني فلان ... بالرقة ... » و خواننده گمان مي كند: «رقه» شام است. يا همان شيخ را بين نهر عيسي و فرات نشانيده و بر او حديث خوانده، در مجموعه هايش مي نويسد: «حدثني فلان من وراء النهر ... » تا گمان كنند در ماوراء النهر استماع حديث كرده است! و هستند از محدثان كه گويند: «در سفر دوم يا سومم چنين شنيدم ... » كه بدانند چقدر در تحصيل حديث رنج برده و چند سفر كرده است. و اين همه بر كنار از اخلاص است و مراد از آن رياست طلبي و فخر كردن بر ديگران است. لذا دنبال حديث شاذّ و غريب مي گردند؛ چنين آدمي هرگاه به جزوه اي نوشتة محدثي ديگر دست يابد كه يكي از احاديث غريب او را شامل مي شود، جزوه را پنهان مي دارد تا خودش متفرّد به نقل آن حديث باشد! بعضي از اين محدثان به سفرهاي دور و دراز مي روند تا همة راوياني را كه مثلا اول اسمشان «قاف» يا «كاف» است ببينند واز ايشان حديث بشنوند! و او را جزء مشيخه (= سلسلة استادان و مشايخ روايت) خود به حساب آورند.

ديگر از فريبهاي شيطان به محدثان برانگيختن ايشان است به بدگويي يكديگر براي دل خنك كردن؛ اما اسم اين كار را «جرح و تعديل» مي نهند. امّا قدما آن را محض دفاع از شرع به كار مي گرفتند و ملاحظه يا عرض ورزي نمي كردند، چنانكه علي بن المديني از پدرش حديث نقل مي كند و تصريح مي نمايد كه او ضعيف است.

حجم الخط:
شارك الصفحة
. . .
فضلًا انتظر تحميل الصوت