فهرس الكتاب

الصفحة 177 من 511

ديگر از فريبهاي شيطاني در علم جدل و خلاف آن است كه به سبب حُب غلبة، حالتِ رياست جويي نيز در نفس شخص برانگيخته مي شود و تا احساس نمايد كه در كلام خودش ضعفي هست كه ممكن است موجب غلبة خصم شود به مكابره مي پردازد، و اگر ببيند كه خصم در يك كلمه بدو زباندرازي مي كند حميتِ كبر مي گيردش و دشنام مي دهد و بحث و جدل به رسواگري وتوهين مي انجامد. ديگر از فريبهاي شيطان بر مناظره كنندة حرفه اي اين است كه به عنوان حكايت و نقل مناظره هاي خود غيبت طرف را مي كند و به الفاظي كه دل خويش را خنك كند از او ياد مي نمايد. و نيز شيطان فريبش مي دهد كه پندارد علم شرع همين علم (خلافيات) فقه است و بس، و مثلا اگر نام محدثي نزد او آرند گويد: او چيزي نمي داند! و فراموش مي كند كه اصلْ حديث است و حديثْ اصل است. و اگر كلامي كه دل را نرم كند بشنود مي گويد: اين كلام واعظان است. و نيز بي آنكه به مرتبة فتوي دادن رسيده باشند فتوي گويند و به هرچه در دلشان افتد حكم كنند حال آنكه در موارد مشكل توقف سزاوارتر است.

از عبدالرحمن بن ابي ليلي نقل است كه گفت: يكصد و بيست تن از صحابة رسول الله (صلى الله عليه وسلم) را ديدم كه هرگاه از يكيشان مسأله اي سؤال مي شد به ديگري ارجاع مي نمود؛ و نيز از همو نقل است كه گفت: در اين مسجد يكصد و بيست تن از صحابة رسول الله (صلى الله عليه وسلم) را ديدم كه يكيشان سخن نمي گفت مگر اينكه دوست داشت كاش برادرش به جاي وي سخن گفته بود، و هرگاه فتوايي از او مي پرسيدند آرزو مي نمود كه كاش از برادرش پرسيده بودند.

حجم الخط:
شارك الصفحة
. . .
فضلًا انتظر تحميل الصوت