فهرس الكتاب

الصفحة 179 من 511

ديگر از تلبيسهاي شيطان بر فقيهان تجويز گرفتن پول از حكومت است با اين توجيه كه: تو خود در آن مال حقي داري! در حالي كه آن مال اگر حرام باشد پيداست كه گرفتني نيست و اگر شبهه ناك باشد هم نگرفتنش اوليَْ است و تنها اگر از راه حلال براي حكومت حاصل شده باشد فقيه مي تواند بگيرد به اندازة شايستگيش و منزلتي كه در دين دارد- نه براي آنكه شؤونات خويش را بالا ببرد و خرج خودنمايي كند [1] - به هر حال عوام مقلد فقيهانند و ممكن است با تأسي به ظاهرِ فعل فقيه (كه مُباح است) عمل خلافي را جايز انگارند.

شيطان بعضي از علما را هم از اين راه مي فريبد كه محض ديانت و عبادت پيشگي خود نزد حكومتيان نمي روند اما غيبت عالماني را كه با حكومت راه دارند مي كنند، و بدين گونه خودستايي وغيبت غير را يكجا جمع مي كنند!

اجمالا رابطه با حكومتيان خطر بزرگ دارد، زيرا هر چند در ابتدا نيت خير باشد با بزرگداشت و انعام امير يا طمع فقيه آن نيت خراب مي شود و نمي تواند تملق نكند يا نهي از منكر بكند. سفيان ثوري در چنين موردي گفته است: از اهانت سلطان بر خويش باك ندارم بلكه از اكرامش باك دارم مبادا دلم بدان سو گرايش يابد.

(1) خواننده توجه دارد كه مطلب مربوط به بغداد قرن ششم هجري است. -م.

حجم الخط:
شارك الصفحة
. . .
فضلًا انتظر تحميل الصوت