فهرس الكتاب

الصفحة 187 من 511

بعضي اهل لغت به گونة بازيچه و چيستان گويي مسائل شرع را مطرح مي سازند و هنر مي پندارند، و اين نه از سر دانايي كه محصول كم دانشي است زيرا از دو يا چند معنا كه براي يك لغت هست نظر شارع يا فقيه به معناي قريب به ذهن است (ظاهر لفظ) نه احتمالات دور و دراز چنانكه از كسي پرسند: و طي زن در حال «قُرء» جايز است يا نه؟ به قول لغوي هم تواند گفت: آري و هم تواند گفت نه؛ زيرا كه «قرء» به معناي حيض آمده و هم به معناي طُهر، اما در نظر فقيه فقط جواب از معناي قريب صحيح است [1] .

نظر به آنكه اديبان و لغويان عمومًا اشتغال ذهنيشان به اشعار جاهليت است و از راه مطالعه حديث و سيرة نيكان در طبعشان مانعي بر هوس انگيزي آن اشعار پديد نيامده، لذا كمتر بين اينان آدمي تقوي پيشه و احتياط كار مي بينيد. نحويان غالبًا به حكومتيان مي گرايند واز اموال حرام سلطانيان مي خورند، همچنانكه ابوعلي فارسي در دستگاه عضد الدوله بود. ذيلا داستان زَجّاج نحوي را با قاسم بن عبدالله وزير مي آوريم تا دانسته شود چگونه نحويان به سبب كم اطلاعي از فقه آنچه را حلال نيست روا مي شمارند.

(1) نمونة بازيهاي لفظي در مسائل فقهي را در مقامة الفرضية حريري ببينيد، مثلا، سؤال: «هل يجب علي الجنب غسل فورته؟» جواب: «أجلْ وغسل ابرته» . كه در اينجا معناي دور از ذهن فروة (پوست سر) و ابرة (استخوان آرنج) مراد است و اگر معناي قريب را در نظر بگيريم سؤال و جواب، هر دو خنده دار مي شود: «آيا بر جنب واجب است كه پوستينش را بشويد؟ بلي، و سوزنش را نيز» ! و نيز رك: مقامات حميدي: «المقامة في المسائل الفقهيه» .- م.

حجم الخط:
شارك الصفحة
. . .
فضلًا انتظر تحميل الصوت