فهرس الكتاب
بعضي صاحبان همتهاي عالي كه تحصيل همه گونه علوم شرعي و ادبي كرده اند ابليس بدين حيلة پنهان مي فريبدشان كه به دليلي آنچه آموخته اند و به ديگران مي آموزانند دچار خود بزرگ بين مي شوند، به بعضيشان مي گويد: تو رنج بسيار كشيده اي اكنون وقت لذت بردن است، و اگر هم لغزشي روي دهد چون تو عالمي عقوبتت نكنند! و حديث فضل را به گوشش فرو مي خواند و اگر اين وسوسه را بپذيرد هلاك است. اما اگر قرين توفيق خير باشد در جواب ابليس مي تواند بگويد: اولا افضيلت عالمان به عمل است، آيا كسي كه طعام گرد آورد و ديگران را اطعام نمايد خودش سير مي شود؟ مگر اينكه خودش هم غذا بخورد؛ ثانيًا در مقابل، احاديثي نيز در نكوهش عالمان بي عمل داريم كه از دانش خويش سودي نبرده اند، امر به معروف مي نمودند و خودشان كار نيك نمي كردند و نهي از منكر مي نمودند اما خودشان از كارهاي زشت دست نمي كشيدند؛ ثالثًا: با اين سرگذشت و سرنوشت آنان كه مي دانستند و به دانستة خود عمل نكردند همچون ابليس و بلعام رابه ياد داشت و فراموش نكرد كه به مفاد آية قرآني [1] ] كه به نظم در آورده اند [:
«علم چندانكه بيشتر خواني ... چـون عمل در تو نيست ناداني
نه محقق بود نه دانشمند چـارپايي بر او كتابي چند
آن تهي مغز را چه علم و خبر كه بر او هيزم است يا دفتر»
(1) سورة جمعه، آية 5.