فهرس الكتاب

الصفحة 194 من 511

و نيز از عالمان كس باشد كه به تلبيس ابليس از فراواني پيروان شادمان باشد با اين گمان كه از فراواني طالب علمان شادمان است حال آنكه مرادش در باطن پر طرفداري و نامداري است. ديگر از تلبيسهاي ابليس خودپسندي و تحسين دانش و گفتار خويشتن است كه محض تعظيم علم و سخن نيست، چنانكه اگر يكي از خود دانشمندتر و سخنورتر بيند بر او گران آيد! كه اگر طبيبي به خاطر خدا كار كند و بيند طبيب ديگري بيماري را شفا بخشيده خوشحال گردد (نه اينكه آرزو كند بيمار بر دست فلان طبيب بهبود نيابد!) عبدالرحمن بن ابي ليلي گويد: يكصد و بيست تن از اصحاب پيغمبر را ديدم كه چون از هر يكشان مسأله اي يا حديثي سؤال مي شد، دوست داشت و آرزو مي كرد كه كاش از صحابي ديگر سؤال شده بود.

مؤلف گويد: باشد كه عالمي كامل از تلبيسات آشكار ابليس برهد. اما ابليس از راه مخفي تر مي آيد و مي گويد: كسي را آگاهتر از تو به راههاي بيرو نشد و درو نشد خويش نديدم! هر گاه آن عالم به اين وسوسه آرامش و آسايش يابد و دجار عُجب گردد هلاك شده است. چنانكه از سري سقطي نقل است كه گفت: اگر مردي وارد بستاني شود كه در آن از هر گونه درخت باشد و بر هر درخت از هر گونه مرغان باشند و هر يك از آن مرغان به زبان فصيح گويد: «السلام عليك يا ولي الله!» و او بدين سخن آرام يابد، اسير نفس باشد! و تنها رهنما خداوند است كه جز او خدايي نيست.

باب هفتم

در تلبيس ابليس بر حاكمان و شاهان

ابليس حاكمان و شاهان را از جهات گوناگون فريفته كه ما مهمترين آن را ياد مي كنيم:

حجم الخط:
شارك الصفحة
. . .
فضلًا انتظر تحميل الصوت