فهرس الكتاب

الصفحة 84 من 511

شبهة اول - اينكه مُستبعد بدانند كه بر بشري چيزي آشكار شود كه بر ديگران مخفي است (يعني وحي) ، چنانكه در قرآن از قول مشركان در باب پيام آوران نقل شده است كه مي گفتند: {مَا هَذَا إِلاَّ بَشَرٌ مِثْلُكُمْ} [1] . «او جز بشرى مانند شما نيست» و جوابش اين است كه عقل برتري كسي را بر افراد همجنس خود در بعضي خصوصيات جايز مي داند چه اشكال دارد كه با آن خصوصيات بتواند دريافت وحي كند؛ با توجه به اينكه همه كس شايستة وحي گرفتن نيست. مي دانيم كه خدا در بعضي دواها خاصيتي قرار داده كه در مقابل تباه شدن مقاومت مي كنند و به بدن نيز مقاومت مي بخشند. حال چه استبعادي دارد كه انساني را با حكمت بالغة خويش براي اصلاح اخلاق و افعال بشر معين سازد. منكر نبوت نمي تواند منكر اين شود كه بعضي انسانها با موعظه گري براي آرام كردن طبايع شرير پرداخته اند، چگونه منكر مي توان شد كه خدا بعضي انسانها را در اين جهت امداد فرموده باشد تا با رسالت الهي به اصلاح عالم و پاك سازي اخلاق آدميان و سر رشته داري زندگاني عالميان بپردازند؟ {أَكَانَ لِلنَّاسِ عَجَبًا أَنْ أَوْحَيْنَا إِلَى رَجُلٍ مِنْهُمْ أَنْ أَنْذِرِ النَّاسَ} [2] . «آيا براى مردم [جاى] شگفتى است كه به مردى از آنان وحى كرده ايم كه مردم را (از عواقب كفر و گناه) بترسان» .

(1) سوره مؤمنون، آيهء 24.

(2) سوره يونس، آيهء 2.

حجم الخط:
شارك الصفحة
. . .
فضلًا انتظر تحميل الصوت