فهرس الكتاب
شبهة دوم- خدا چرا فرشته اي نفرستاد؛ بويژه كه ملائكه به خدا نزديكترند واز تصور اينكه براي رياست طلبي بدروغ دعوي نبوت مي نمايند دورتر. و اين سه جواب دارد: يكي آنكه هرگاه فرشته به پيام آوري مبعوث مي شد، هر معجزه اي مي نمود تأثير را در نفوس نداشت زيرا معلوم است كه ملائكه بسيار نيرومندند و هر كار كه از بشر خارق عادت تلقي گردد از ملك خارق عادت تلقي نمي شود. معجزه بايد بر دست بشر ناتوان جاري گردد تا بدانند از جانب خداست و دليل بر راستگويي شخص مدعي پيغمبري. دوم: آنكه هر جنسي همجنس خويش را جذب مي كند پس بايست پيام آور بشر باشد تا از او نترسند و بدو بگروند. سوم: اينكه اگر هم فرشته اي مي فرستاد باز هم بايد به صورت بشر مي فرستاد زيرا آدميان فرشته را در شكل اصليش نمي توانند ببينند [1] .
شبهة سوم - آنچه پيامبران به عنوان علم غيب و معجزه و الهام گرفتن مدعي هستند همانند آن از كاهنان و ساحران نيز ظاهر مي شود و دليلي وجود ندارد كه بفهميم راست و دروغ كدام است. جواب اين است كه خداوند تا حجت را روشن نساخته عقول را به فرق گذاردن ميان حق و باطل مكلف نكرده است: ساحر نمي تواند مرده زنده سازد يا از عصا اژدها پديد آرد (و پيغمبران اين كارها را كرده اند) ، و نيز پيشگويي كاهن گاه راست در مي آيد و گاه دروغ حال آنكه پيغمبر به هيچ وجه خطا نمي كند.
شبهة چهارم- انبياء آنچه آورده اند يا موافق عقل است يا مخالف آن؛ اگر مخالف عقل است كه قابل قبول نيست و اگر موافق عقل است كه خود عقل كفايت مي كند، جواب اين است كه ملاحظه مي كنيم مردم در امور دنيوي محتاج حكيمان و حاكمان هستند تا چه رسد به امور اخروي] كه در اين مورد به طريق اوليَْ احتياج به راهنما دارند [.
(1) سوره انعام، آيهء 9.