در شروط خلافت: و اصل درين مسئله آنست كه معني خلافت چنانكه گذشت متضمن است احياي علوم دين را، و اقامت اركان اسلام و امر به معروف و نهي از منكر و قيام بامر جهاد و قضا و اقامتِ حدود را. پس هر چه شرط هر يكي از اين امور باشد شرط خلافت است و زياده از آن شرطي ديگر به مقتضاي حديث مستفيض و آن قريشيت است و چون اين اصل دانسته شد خوض در تفصيل نمائيم:
از جمله شروط خلافت آنست كه مسلمان باشد؛ زيرا كه رياست ملسمين را نمي سزد مگر مسلمان كما قال الله تعالي:"وَلَن يَّجعَلَ اللهُ لِلكفِرِينَ عَلَي المُؤمِنِينَ سَبِيلًا"و پر ظاهرست كه اين معاني از غير مسلمان سرانجام نشود و اگر خليفه كافر گردد العياذ بالله واجب شود خروج بر وي، پس نصب كافر اولًا اولي است بآنكه درست نباشد.
واز آن جمله آن است كه عاقل و بالغ باشد؛ زيرا كه مجنون و سفيه و صبي محجورند از تصرفات جزئيه خويش قال الله تعالي:"ولا تُؤتُو السُفَهَآءَ اَمواَلَكُم (1) "چون بر مال خودها قادر نباشند بر اموال و رقاب مسلمين البته تسلط ايشان صحيح نباشد و كارهاي مطلوب از استخلاف بالقطع از اين جماعت سرانجام نمي شود.