يكي آنكه"وهم راكعون"حال واقع شده بعد دو جمله متناسقه داخله در حيز صله و مبتني بر ضمير جمع كه فاعل آن هر دو است پس ظاهر آن است كه از هر دو جمله حال واقع شده باشد وحينئذ معني مربوط نه گردد كه يقيمون الصلوة وهم راكعون بخلاف آنكه گوئيم وهم خاشعون لله في اقامة الصلاة وايتاء الزكاة يا گوئيم يقيمون الصلاة المفروضة ويؤتون الزكاة المكتوبة وهم راكعون مواظبونع لي النوافل.
دوم آنكه يؤتون صيغه مضارع است دلالت مي كند بر استمرار تجددي پس اگر مقيد شود به حال مي بايد كه چندين دفعه ايتاء زكاة در حين ركوع به عمل آمده باشد و يك بار كفايت نمي كند ولا قائل به.
سوم آنكه توجيهي كه ما اختيار كرديم ادخل است در تهذيب نفس و اوفق است به كتاب و سنت؛ زيرا كه خشوع در وقت صلاة و صدقه مطلوب شرعي است و هزاران دليل شرعي بر طلب آن دلالت مي نمايد و همچنان اقامت بر فرائض با مواظبت بر نوافل ممدوح است در شريعت و مدار افضليت و اكمليت افراد بشر واقع شده بخلاف صدقه دادن در وقت ركوع كه هيچ مناسبت با مقاصد شرعيه پيدا نمي كند الا آنكه في الجمله دلالت دارد بر مسارعت در صدقات وحينئذٍ حُسن عبارت آن باشد كه گويند وهم يسارعون في الصدقة خصوصيت ركوع را دخلي نيست كه مدح دائر گردد بر آن.