فهرس الكتاب

الصفحة 1013 من 2207

جواب مي گوئيم: بمنزلة هارون من موسي نوعي از تشبيه است و معتبر در تشبيه اوصاف مشهوره مذكوره علي الالسنة است نه اوصاف دور و دراز؛ به همان مي ماند كه شخصي از زيدٌ بمنزلة الاسد انياب و وبَر بفهمد يا شركت در سبعيت ادراك نمايد مشهو از خصال حضرت هارون عليه السلام همان خصال ثلاث است هيچ عاقلي از مثل اين كلام معني استحقاق خلافت بعد وفات نمي تواند فهميد خصوصًا به اين علاقه كه از عدم استحقاق خلافت عزل لازم مي آيد و از عزل تنفر خلائق متحقق مي شود بلكه مي توان گفت كه اگر هارون بعد موسي زنده مي بود خليفه نمي شد به خلافت اصطلاحي؛ زيرا كه خلافت اصطلاحي غير پيغامبر را لائق است نه پيغامبر را و مي توان گفت كه انقطاع كاري كه به شرط غيبت تفويض نموده باشند عزل نيست بلكه تمامي آن كار است مثل آنكه اگر گويند فلان كار كرده بيا و وي كرده آمد و مي توان گفت استحقاق طاعت در انبياء به جهت نبوت است چون نبوت را از ميان مستثني ساختند هر چه به جهت نبوت باشد آن هم مستثني شد و اكثر امت مرتبهء كه امامت است بمعني معصوم مفترض الطاعة اثبات نمي كنند بل مفهوم آن محصل نمي شود بناي كلام بر آن نهادن چه قدر از انصاف دور است؟.

حجم الخط:
شارك الصفحة
. . .
فضلًا انتظر تحميل الصوت