تقرير وجه اول: خداي تعالي به استخلاف مشائخ ثلاثه رضي الله عنهم اراده كرده است تمكين دين مرتضي و رحمت به امت آن حضرت صلي الله عليه وسلم و دفع كفار و اقامت اركان اسلام و شيوع امر معروف و نهي منكر و اين معني مستلزم خليفه ساختن افضل امت است و احق ايشان به خلافت و اقوم ايشان به حقوق او؛ زيرا كه اگر احق را خليفه كنند لا بد تمكين دين و رحمت امت و سائر معاني مذكوره زياده تر ظاهر گردد و نزديك اراده ي تمكين دين مرتضي كه مُشعر است به كمال او و شيوع او علي الوجه الابلغ استخلاف غير احق سَفه باشد و خداي تعالي حكيم است و افعال او متقَن است غير مُتهافِت و خداي تعالي اراده كرده است دفع دين مرتدين به قومي كه صفت ايشان اين است"يحبهم ويحبونه"نه مطلق دفع و اراده كرده است كبت ملل كفر و استخلاص بلاد شام از دست كافران به سعي صالحان نه به سعي غير ايشان چون استقامت امت مراد باشد لازم آمد استقامت ائمه و آن نمي باشد مگر به تسليط احق بالخلافة و آنكه گفتيم كه نزديك اراده ي تمكين و رحمت چنين مي باشد از آن جهت گفتيم كه اگر اراده ي اضلال قوم باشد استخلاف جابر و كافر مناسب است چنانكه در زمان جاهليت واقع شد قال الله تعالي:"واذا اردنا ان نهلك قريةً امرنا مترفيها ففسقوا فيها [1] "اي كثرناهم وجعلناهم الولاة قاله ابن مسعود [2] .
(1) - سوره ى بنى اسرائيل، آيه: 16.