گوئيم: اينجا تحقيقي است شريف فرق است در آنكه شيوع اسلام و ايتلاف مسلمين فيما بينهم كبت كفار و شكست ايشان روز به روز متزايد شود و در آنكه از ميان مسلمين فرقه ي مارقه به سبب شبهه كه از بعض احكام خليفه ناشي شده است سر بر آرند و با مسلمانان بپيچند و خليفه سعي در كبت آن جماعه فرمايد.
مثل اول آن است كه طفل را پرورش دهند تا از مرتبهء طفلي به سن ترعرع (نو جواني) برسد و از آن مرتبه به حد جواني ترقي نمايد و مثل ثاني مثل آنكه استاد نجار براي مصلحتي مهمه تيشه بر چوب مي زد اتفاقًا خطا كرد تيشه بر پاي خودش رسيد در اين حالت واجب شد بر وي كه ترك شغل نجاري كند و به اصلاح پاي خود مشغول گردد و در اين مبحث غلط نكني و اين نكته ي دقيقه را بر غير محمل آن فرود نياري.
غرض من آن نيست كه حضرت مرتضي رضي الله عنه خليفه نبود يا در حكم شرع خلافت او منعقد نگشت يا سعي او در حروبي كه پيش آمدند لله في الله نبود اعوذ بالله من جميع ما کَره الله بلكه مقصود من اين است كه فضيلت جارحهء فيض الهي بودن ظاهر نشد در اين مقاتلات و الا خيريت و اصلاح خلق فوج فوج ظهور مي نمود و اين دقيقه كه زبان فقهاء و متكلمين از تقرير آن كوتاه است اثباتًا و نفيًا از آن گفتگو ندارند و فقهاء صحابه به بركت صحبت آن حضرت صلي الله عليه وسلم اين نكته را شناخته اند و در احاديث صحيحه به آن نكته اشاره رفته.
بسم الله الرحمن الرحيم