بفهم اگر مي تواني فهميد كه نظام ملت به وجهي از وجوه مشابهت دارد با نظام سياست مدينه و چنانكه در سياست مدنيه امر ملك تمامي نمي شود بغير اعانت اعوان كه به منزله ي جوارح ملِك اند، امر ملت نيز تمامي نمي شود بدون اعوان پيغامبر كه به منزله ي جوارح پيغامبر باشند، باز اعوان مختلف اند؛ بعضي اهل قلم و بعضي اهل سيف، و هر شخصي از هزاران هزار دخل دارد در اتمام امر او بر حسب مقدار خود، و افضل اعوان كسي است كه به منزله ي وزير و بخشي باشد در جمع جنود و تدبير نصب و عزل، و شريك بادشاه شود در حل و عقد و جمع و تفريق. همچنان سياست ملت تمام نمي شود بدون قراء و غزاة و علماء و يكي را از هزاران هزار دخلي هست در اتمام امر او بر حسب مقدار خود و افضل اعوان كسي است كه عضد او شد در وقت تنهائي او و عزت اسلام داد در وقت غربت او و كسر جماعت متعصبين نمود در وقت غلبه ي اعداء و بعد از آنكه پيغامبر به رفيق اعلي صعود فرمود علم او را مشهور ساخت و دين او در عرب و عجم شائع گردانيد.
و اين كه گفتيم كه تشبيه در صفاتي كه از جهت نبوت حاصل شده است مي بايد، از آن جهت گفتيم كه حضرت پيغامبر ما صلوات الله و سلامه عليه اوصاف كمال همه جمع فرموده بود كه بعض آن با اصل نبوت لازم نيست مثل جمال رائع و نسب بارع، صوت حسَن و قوت بطش و باءة (نکاح) و غير آن.
آنچه خوبان همه دارند تو تنها داري