ادا كردند و بازگشتند چون در اين سفر اخلاص مخلصان مُبرهن گشت و بر خواطر ايشان كرْب عظيم مستولي شده بود بسبب فوت عمره و از جهت صلح مغلوبانه، حكمت الهي تقاضا فرمود كه جبر قلوب ايشان نمايد به مغانم خيبر كه عنقريب بدست ايشان افتد و آن مغانم را خاص بحاضرين حديبيه گرداند غير ايشان را اذن خروج نداد و در آن مغانم شريك نگردانيد.
قال الله تعالي: سيقول المخلّفون اذا انطلقتم الي مغانم لتأخذوها ذرونا نتّبعكم يريدون ان يبدّلوا كلام الله قل لن تتبعونا كذلكم قال الله من قبل [1] .
و به اِخبار [2] رضاي خود از آنجماعه كه در حديبيه بيعت نمودند.
قال الله تعالي: لقد رضي الله عن المؤمنين اذ يبايعونك تحت الشجره [3] . و هيچكس از حاضران حديبيه از اين بيعت تخلف نه كرد إلا جُدّ بن قيس منافق تنها.
واخرج البغوي وغيره عن جابر - رضي الله عنه - اَن رسول الله صلي الله وعليه وسلم قال: لا يدخل النار اَحد ممن بايع تحت الشجره [4] .
و اين مشهد يكي از مشاهد خير است كه صحاب? كرام در آن مشهد به مقامات عاليه فائز گشتند.
و به مغانمي كه بعد مهلتي بدست ايشان افتد مانند غنائم حنين.
(2) - عطف بر"به مغانم خيبر"است.