و به مغانم اخري كه گاهي عرب بر آن قادر نشده بودند و آن مغانم فارس و روم است كه بسبب قوت و شوكت و كثرت عدد و عُدد ايشان اصلًا غلبه بر آن جماعه و اخذ مغانم از ايشان در خيال عرب نمي گذشت. قال الله تعالي:"وعدكم الله مغانم كثيره"مغانم عرب است حنين و مانند آن"فعجّل لكم هذه"مغانم خيبر است كه متصل حديبيه بدست ايشان آمده"واخري لم تقدروا عليها"مغانم فارس و روم است.
و نيز حكمت الهيه تقاضا نمود كه تهديد متخلفين و تفضيح حال ايشان كرده شود. قال الله تعالي: قل للمخلفين... [1] . و از آينده دعوتِ ايشان است براي قتال اولي باس شديد اعلام كرده آيد تا پيش از وقوع واقعه تأمل وافي در عواقب قبول دعوت و عدم قبول آن كرده باشند و چون روي دهد بر بصيرت باشند از آن، و احتمالات عقليه [2] مشوش حال ايشان نگردد فذلك قوله"ستُدعون"بطريق اقتضا [3]
(2) - احتمال اينكه جهاد به در گاه پروردگار قبول باشد يانه، در جنگ کاميابي حاصل شود يا نشود...؟
(3) - وقتي که از يک کلامي استدلال مي شود، چهار طريقه ي استدلال طوري است که نتيجه صحيح مي دهد و آن عبارت است از:
1-عبارة النص: که از الفاظ استدلال شود و آن الفاظ به اين مقصد گفته شده باشد که از آن ها استدلال شود.
2-اشارة النص: از الفاظ استدلال شود مگر آن الفاظ براي اين هدف به کار برده نشده باشد.
3-دلالة النص: از معناي لفظ استدلال شود و دلالت لغوي بر آن معني موجود باشد.
4-اقتضاء النص: از معناي لفظ استدلال شود و صحت کلام بر آن معني عقلا و يا شرعًا موقوف باشد... و اگر بغير از طرق چهاگانه ي مذکور به طريق ديگري استدلال شود، آن استدلال فاسد و فاقد اعتبار مي باشد. براي تفصيل بيشتر به کتب اصول فقه مراجعه شود.