دوم آنكه دعوت بقتال كفار اولي بأس شديد باشد و معني اولي بأس شديد آن است كه از جماع? كه مستعد قتال شده اند داعيان و مدعوان همه شدت بأس بيشتر داشته باشند و إلا شدت و ضعف امر نسبتي است هر ضعيفي شديد است به نسبت اضعف ازو، و ليكن عرف عام با مستعدان قتال مي سنجد اگر به نسبت اين مستعدان اكثر و قوي و به ا سباب بيشتر باشند اولي بأس شديد گويند و الا نه. معني اولي بأس شديد آن است كه بمقتضاي قياس و بحكم عقول مفطوره در بني آدم اقرب بغلبه ديده شود اگر چه فضل الهي بخرق عادت آن جموع مجموعه را بدست اولين بر هم زند.
سوم آنكه دعوت براي غير قريش باشد؛ زيرا كه تنكير قوم [1] مي فهماند كه هُم غير الاولين الذين دعا اليهم رسول الله صلي الله عليه وسلم في الحديبيه و در صورتي كه مدعو اليهم قريش باشند نظم كلام چنين بايد ساخت ستدعون اليهم مره اخري و گفته نشود ستدعون الي قوم.
(1) - اسم بر دو قسم است:
1-اسم نکره که دلالت بر غير معيّن بکند مثل:"رجل"که هر مردي را رجُل گفته مي توانيم ومثل:"قوم"که شامل هر قومي شده مي تواند خواه قوم از عرب باشد و يا از فارس.
2-اسم معرفه: که بر شخص و يا چيزي عيّن دلالت نمايد مانند: زيد که بر همان مسماي خويش دلالت مي کند.