قال الشافعي: قول الائمة ابي بكر وعمر وعثمان وقال في القديم: وعليٍ اذا صرنا الي التقليد احب الينا (1) .
و هر كه صنيع امام مالك در مجتهدات خود و صنيع امام ابي حنيفه در مجتهدات خود تتبع كند در اين امر توقف نخواهد كرد.
باز چون مسائل ديگر وارد شود كه در كلام مجتهد مستقل منصوص نيست جمعي استنباط كنند از ادله شرع بر منهاج استدلال مجتهد مستقل و نام اين جمع مجتهد منتسب مطلق است و طائفه ي تخريج كنند بر قول مجتهد مستقل از فحواي خطاب يا طرد علت و غير آن و نام اين طائفه مجتهد منتسب مقيد است همچنان مجتهدان مذاهب بعد احكام مايتعلق بالفقه من الكتاب والسنة اتقان علوم عربيه و قواعد جمع بين المختلفين در مسائل مفروشهء فاروق اعظم - رضي الله عنه - خوض نموده اند اكثري را قبول كرده و پاره اي را منكر شده و در پارهء ديگر مختلف گشته باز در مسائلي ديگر كه بر ايشان وارد شده در بعض مواضع استنباط را كارفرما شده اند و در طائفه عمل به تخريج نموده اند؛ ليكن فهم اين معني بغايت دقيق است جمعي كه سرمايهء علم ايشان شرح وقايه وهدايه باشد كجا ادراك اين سر دقيق توانند كرد؟!