يكي از آن قرائن آنكه چنانكه مجتهدان شافعيه مثلًا با يك ديگر اختلافها دارند الا در حل مسائل تابع شيخ خودند و بهمين اعتبار همه ايشانان را اصحاب شافعي گفته ميشود همچنين مجتهدين در رؤس مسائل فقه تابع مذهب فاروق اعظم - رضي الله عنه - اند و اين قريب هزار مسأله باشد تخمينًا و بهمين سبب نام ايشان مجتهد اصحاب حديث مقرر شد نه ظاهريه و نه باطنيه و نه اصحاب رأي. باز سبب اختلاف ايشان در مسائل جزئيه يا آنست كه اثر حضرت فاروق خبر واحد باشد كه به يكي رسيد و به ديگري نرسيد، يا آنكه روات فاروق اعظم - رضي الله عنه - مختلف شدند يكي تصحيح روايتي كرد و ديگري تصحيح روايت ديگر، يا آنكه كلام فاروق اعظم - رضي الله عنه - محتمل وجهين باشد پيش يكي محملي دارد و پيش ديگري محملي ديگر، يا آنكه در نظر يك مجتهد قول حضرت فاروق رضي الله عنه معارض شد بحديثي صحيح يا بقياس جلي پس ترك آن كرد -و همين است صنيع مجتهد منتسب- و مجتهد ديگر قادر شد بر دفع معارضه و تطبيق بين الدلائل پس ترك نكرد و اين وجوه در نصوص مجتهدين تصريحًا مذكور است چنانكه بعض از آن مذكور خواهيم كرد، يا آنكه مسأله منصوص حضرت فاروق رضي الله عنه نيست هر يكي به رأي سلوك نمود، يا آنكه در تخريج از قول فاروق اعظم - رضي الله عنه - مختلف شدند.