پيش اهل حق نبوت مكتسب نيست كه به رياضت نفسانيه و بدنيه آن را توان يافت و نه امري است جِبلّي كه نفس پيغمبر را نفس قدسيه آفريده اند پس به ضرورت جبليه مندفع شود به افاعيل مناسبة قدس، بلكه چون حال عالم به وجهي باشد كه حكمت الهيه مقتضي آن شود كه خداي تعالي از فوق سماوات سبع اراده فرمايد اصلاح بني آدم و اقامت عوَج ايشان به القاي داعيه در قلب ازكي بني آدم واسمَح و اعدل ايشان تا بعلوم و اعمالي كه صلاح ايشان در آن خواهد بود امر فرمايد و بر ايشان الزام كند آن را، اگر كردند فبها و اگر نه كنند مخاصمه نمايد يا مجاهده تا آنكه سُعَدا از اشقيا ممتاز گردند و عالمي به نور هدايت متنور شود و اقتضاي عالم اين كيفيت خاص را چنان است كه اجتماع صغري و كبري مقتضي افاضه نتيجه گردد بر نفس شخص يا تسخين ماء مقتضي گردد انقلاب آن را به هوا چون عالم اين را اقتضا كند قضاي الهي نازل شود از فوق سبع سماوات بملأ اعلي و ملأ اعلي همه بآن رنگ رنگين شوند و سيل سيل بركات ملأ اعلي برين نفس قدسيه فرو ريزد، و ملأ اعلي براي اين نفس بصوَر مناسبه متمثل شوند و علوم شرعيه و احسانيه و غيرها در اين نفس اندازند و اين نفس قدسيه بتدبير مجرّد از فوق سبع سماوات نازل شده در سدرة المنتهي به احكام مثاليه مكتَسي گشته در ملأ اعلي شائع شده در زمين فرود آمده است مطلع شود و به وحي متلو يا غير متلو كه از عالم مجرد بمشايعت اين اراده نزول فرمود لباس مناسب ملأ اعلي پوشيده