فهرس الكتاب

الصفحة 167 من 2207

بار ديگر لباس الفاظ و حروف شهادي در بر كرده بر قلب اين پيغامبر نزول فرمايد در اين وقت در لسان شرع گفته شود بعث الله فلانًا نبيا واَمره بتبليغ الاحكام واَوحي اليه پس نبوت امري است حادث بسبب تعلق اراده به بعث اين پيغامبر بجهت اصلاح عالم نه امر جبلي و نه مكتسب به رياضت.

آري! اين دولت نمي دهند مگر كسي را كه نفس او نفس قدسيه باشد در اصل جبلت معدود از ملأ اعلي و قواي ملكيه كه در وي مندمج است در غايت ظهور و غلبه و صفا و صلاح و سعادت و مزاج بدن او در نهايت اعتدال انساني، طبيعت قويه دارد في الغايه اما منقاد قلب، و قلب او در شدت متانت و شهامت اما منقاد عقل، و عقل او در كمال جودت و استقامت اما منقاد ملأ اعلي و نسخة از ايشان و آئينه براي ايشان، قوت عاقله او شبيه به ادراك ملأ اعلي است و لهذا قبول وحي مي فرمايد، و قوت عاملة او در غايت صلاح و لهذا عصمت صفت او مي باشد و اين امور لازم اعظم نبوت است سنة الله به آن جاري شده كه نبوت عنايت نفرمايند مگر كسي را كه چنين آفريده باشند و بسا مردم اصحاب نفوس قدسيه كه به بعض اين اوصاف يا به اكثر آن متصف باشند و نبوت نصيب ايشان نباشد چنانچه مثل مشهور است:

گور نه گرفت مگر آنكه دويد

نه هر آنكه دويد گور گرفت

(در شعر عربي نيز اين مضمون را چنين به نظم آورده اند) :

ولا كل من يسعي يصيد غزالة

ولكن من صاد الغزالة قد سعي

قال الله تعالي: الله اعلم حيث يجعل رسالته (1) .

حجم الخط:
شارك الصفحة
. . .
فضلًا انتظر تحميل الصوت