و اگر بخاطر توترددي ميگذرد كه دلالت لازم مساوي [1] بر وجود ملزوم مسلَّم است اما دلالت لازم اعم بر وجود ملزوم مسلم نميداريم و اينهمه اوصاف لازم اعم خلافت خاصه است در غير خليفه خاص بعض اين صفات يافته مي شود گوئيم:
تعريض نوعي است از بيان تفهيم و تفهُّم به آن حاصل مي شود. اخرج مالك عن عمرة بنت عبدالرحمن اَن رجلين استَبّا في زمان عمر بن الخطاب فقال احدهما الآخر: والله ما اَبي بزان ولا امي بزانيه فاستشار في ذلك عمر بن الخطاب فقال قائل مدح اباه وامه وقال اخرون: قد كان لاَبيه وامّه مدح غيرهذا نري ان تجلده الحد فجلده عمر بن الخطاب الحد ثمانين [2] .
(1) - لازم بر دو قسم مي باشد:
الف: اگر لازم طوري باشد که بغير از ملزوم يافت نشود و ملزوم نيز بغير از لازم نيايد آن را لازم مساوي مي گويند.
ب: و اگر لازم بغير از ملزوم يافت شود آن را لازم عام مي گويند.