و جواب اين اشكال آن است كه عزل و نصب را خداي عزّ وجل بر رأي خليفه باز گذاشته است ميبايد كه خليفه تحري كند در صلاح مسلمين و نصرت اسلام و بر حسب همان تحري بعمل آرد اگر اصابت كرد فله اجره مرتين و اگر در تحري خطا واقع شد فله اجره مرةً اين معني از آن حضرت صلي الله عليه وسلم بحد تواتر رسيد و در بعض احيان مولي را معزول ساختند و ديگري را بجاي او نصب فرمودند براي مصلحتي چنانكه در غزوهء فتح رأيت انصار از سعد بن عباده گرفتند بسبب كلمه كه از زبان او جسته بود و به پسر او قيس بن سعد دادند و گاهي مفضول را منصوب مي ساختند بنا بر مصلحتي چنانكه اسامه را امير لشكر فرموده كبار مهاجرين را تابع وي گردانيدند در آخر حال و همچنين شيخين نيز در ايام خلافت خود بعمل آوردند و بعد حضرت عثمان حضرت مرتضي و ديگر خلفاء هميشه دستور كرده آمدند پس بر حضرت ذي النورين از اين و جه باز خواست نيست اگر بحكم تحري خود شخصي از حداث را والي كرده باشد و شخصي از قدماء اصحاب را معزول ساخت خصوصًا در اين قصص كه نقل كرده اند چون تامل نموده ميآيد اصابت رأي ذي النورين اوضح من الشمس في رابعة النهار بظهور مي رسد؛ زيرا كه هر عزلي و هر نصبي يا متضمن اخماد فتنهء اختلاف جند و رعيت بوده است يا مثمر فتح اقليمي از اقاليم دار الكفر ليكن هواي نفساني ابصار مبتدعين را اعمي ساخته
وعين الرضاء من كل عيبٍ كليلةٌ
ولكن عين السخط تبدي المساويا