مفسرين در معني اين كلمه اختلاف دارند اما آنچه محققين اصول شرائع را پيش از بعثت آنحضرت صلي الله عليه وسلم به شهادت دل خود تلقي نموده بودند لهذا عبادت اصنام مكروه ميدانستند و قبح خمر و زنا از خود در دل خود مي يافتند و تعيّن پيغامبري كه در آن زمان مبعوث شد به طريق رؤيا و فراست ادراك مي نمودند و نفوس ايشان به آن همه مطمئن گشت و عقل ايشان همه را باور داشت و اين علم اجمالي منفوخ در صدور ايشان بيّنه است از جانب پروردگار تبارك وتعالي و بعد از آن قرآن نازل شد و شهادت بر آن علم اجمالي داد و آن مجمل را مفصّل ساخت و آن مظنون را كالمشاهد نمود پس شاهدي كه از طرف حق جل وعلا اظهار حق بر وجه اكمل نمود قرآن است و پيش از قرآن كتاب حضرت موسي عليه السلام بود مقتداي اهل دين و رحمتي از جانب خداي تعالي كه مثل اين شهادت ادا مي فرمود جماعه از عظماي صحابه به اين وصف متصف بودند از آنجمله صديق اكبر و ابوذر غفاري رضي الله عنهما و غير ايشان و حضرت صديق رضي الله عنه اكمل آن همه است و اسبق ايشان و از جهت همين مناسبت باطني توقف نكرد در ايمان آوردن و معجزه نه طلبيد پس وي سر دفتر اهل اين آيت است بلكه اغلب راي آنكه تعريض است به او و اشاره است به جانب او والله اعلم.
أخرج الترمذي عن ابن عباس قال: قال أبو بكر: يا رسول الله قد شبت، قال: شيّبتني هود والواقعة والمرسلات وعم يتسآءلون وإذا الشمس كورت (1) .