از آنجمله مي گويد صفت كلمهء حق و دين اسلام كه به حكم الهي از فوق سبع سموات مستصحب الهامات و تقريبات ملكوت در ارض نازل شد و آنجا شيوع تمام پيدا نمود و اكثر اقاليم صالحه معتدله را در گرفت مانند صفت درخت پاك نافع ميوه دار است كه بيخش در زمين محكم است و شاخهايش به جانب آسمان سر بالا كشيده و صفت كلمهء نا پاك كه عبارت از شرك و يهوديت و نصرانيت و مجوسيت محرَّفه مغيره است به حكم الهي و وحي رباني محكم الاساس نگشته و ملكوت در تائيد آن كوشش نه نمودند بلكه به سبب شبهات واهيه ناشيه از صدور بني آدم و مساعي ايشان به حسب آن شبهات صورت گرفت و در اندك زماني به عنايت الهي به بعث رسل و اشاعت دين ايشان بر هم خورد مانند درخت ناپاك غير نافع كه بر كنده شد از بالاي زمين به غير آنكه محتاج به كافتن زمين شوند و از زير زمين آن بيخ را بر آرند.
بعد از آن او سبحانه بيان مي فرمايد حال جماعه از رؤساي مسلمين دائمه ايشان كه به كلمه حق آخذند و به نصرت آن كمر بسته اند و بر دست ايشان اشاعت آن واقع شود و حال گروهي از رؤساء كفار كه در ترويج كلمه باطل سعي مي نمايند و فرقه اولي را تثبيت به سبب آن قول ثابت و آن كلمه حق اثبات مي فرمايد در حيات دنيا به نصر و تائيد و غلبه بر سائر امم، و در آخرت به نجات و رفع درجات و سابقيت در دخول جنت، و رؤساء كفار را به مقابلهء نعمت ايزدي به كفران و سوق قوم خويش به دار بوار مي نكوهد.