و كلمه"لله عاقبهُ الامور"معنيش آنست كه عواقب امور مي دانيم و آنچه در آخر خواهد بود مي شناسيم و لهذا اذن جهاد داديم مراد آنست كه اين جهاد البته مفضي بمدافعت كفار خواهد بود.
چون معاني لغويه و شرعيه كلمات مفرده اين آيات شناختي وقت آن آمد كه نكتهء ديگر بفهمي و آن آنست كه هر دو آيت، آيت استخلاف و آيت تمكين در يك قصّه است مقصود واحد است و تعبير مختلف و اين نكته را يكي از فروع آيهء كريمه كتابًا متشابهًا مثاني (1) مي بايد شناخت يك جا"ليستخلفنَّهم وليمكننَّ لهم دينهم"گفته شد و جاي ديگر تمكين في الأرض با اقامت دين گفته آمد و حاصل هر دو يكي است.
اينجا لفظ"وَعَدَ الله"مذكور شد و آنجا إن مكنهم با سبْقِ"إنَّ الله يدافع"و"لو لادفع الله الناس"
اينجا و"ليمكِّننّ لهم"گفته شد و آنجا"يعبدونني لايشركون بي شيئًا"گفته آمد و آنجا أقاموا الصلوة ..."."
اينجا تصويب اعمال ايشان و اعتداد اقامت حدود و تعزيرات ايشان شرعًا از لفظ ليمكّنن لهم دينهم الّذي ارتضي لهم مفهوم شد و آنجا از كلمهء"اقاموا الصلوه ...".
اينجا و ليبدلنهم من بعد خوفهم اَمناًَ گفته شد و آنجا"إنَّ الله يدافع"و"لو لادفع الله الناس".