آري! تا وقتيكه اشخاص معيّنه بر صدر مسند خلافت نه نشسته بودند اذهان مسلمين هر طرف مي رفت چنانكه در قصه خيبر چون آنحضرت صلي الله وعليه وسلم فرمود: سَاُعطيَ الرايهَ غدًا رجلا يحبُ اللهَ ورسولهُ ويحبّهُ اللهُ ورسولهُ (1) .
مسلمين را علم بالقطع حاصل شد كه عقد رايت براي هر كه خواهد بود محب و محبوب است ليكن نمي دانستند كه كدام شخص معين باين دولت سرافراز گردد؟ روز ديگر چون عقد رايت براي حضرت مرتضي - رضي الله عنه - از جناب نبوي صلي الله وعليه وسلم كرامت شد بتحقيق پيوست كه آن مرد موصوف حضرت مرتضي - رضي الله عنه - است.
همچنان بمقتضاي اين آيات معلوم بالقطع شد كه جمعي را مستخلَف وممكَّن خواهند ساخت هنوز غموض و اشكال باقي مانده بود كه آن افراد معينه كدام كس خواهند بود چون پرده برانداخته شد و باهتمام جماعت خلافت اشخاصِ معينه بوجود آمد و بر دست آن خلفاء فتوح بلاد و تمكين دين مرتضي و اعلاي كلمة الله تحقق يافت به يقين دانستيم كه وعد براي ايشان بود قرعه استخلاف وتمكين في الارض بنام ايشان برآمد.
اگر بخاطر تو تردّدي راه مي يابد از جهت آنكه امام بغوي در تفسير اين آيت مي گويد:
قال قتادة كما استخلفَ داود وسليمان وغيرهُما منَ الأنبياء عليهم السلام وقيل كما استخلفَ الذينَ من قبلهم يعني بني اسرائيل حيثُ أهلكَ الجبابره بمصر والشام وأورثهم أرضهم وديارهم (2) .