پس معني خلافت به اعتبار لغت جانشيني است كه يكي به جاي ديگري بنشيند و به نيابت او كار كند و در شرع مراد از وي بادشاهي است براي تصدي اقامت دين محمدي علي صاحبه الصلوات والتسليمات به نيابت آن حضرت صلي الله وعليه وسلم، پس اگر كسي بادشاه نباشد و حكم او نافذ نبود خليفه نيست هر چند فرض كنيم كه افضل امت باشد و معصوم و مفترض الطاعت وفاطمي، و اگر كافري بادشاه باشد يا تحكيم كند سيف را نه شرع را و كار او اخذ خراج و باج باشد و به اقامت دين مثل جهاد و اقامت حدود و فصل قضايا اصلًا نه پردازد خليفه نخواهد بود مانند اكثر متغلبه در زمان ما و پيش از ما.
نكته: اينجا نكتهء بايد فهميد كه گفتگوي اماميه در اين مبحث نزاع لفظي است بلكه شغب محض است نزاع لفظي هم نيست؛ زيرا كه خلافت غير امامت است عند الاماميه و مرادف آنست عند اهل السنة.