يكي از خلافت به معني بادشاهي و صفات خليفه به معني صفاتي كه نزديك وجود آنها بادشاهي معصيت نباشد يا حكم او نافذ شود افضل امت باشد يا نه سخن مي گويد، ديگري از افضل امت كه در حكم الله منقاد شدن به او بر تمام امت فرض است بادشاه باشد يا نباشد ذكر مي كند و امامت به اين معني سخني است كه هيچ فرقه از فرَق اسلاميه به آن نطق نه كرده است و نه از كتاب و سنت اين معني مفهوم شده و نه اولاد حضرت مرتضي رضي الله عنه در عصري از اعصار بر آن اتفاق كرده اند و به حكم عادت مستحيل است كه در شرع دلالت بر اين معني باشد و كسي آن را نداند و به گوش كسي نه رسد بهمان مي ماند كه شخصي گويد امروز در بازار سيلي آمد كه چند هزار كس را غرق ساخت و غير او هيچكس اين را نمي داند و اثري از باران هم ديده نشد سبحانك هذا بهتانٌ عظيمٌ و اگر باور كنيم اين را سوفسطائي [1] باشيم.
واماميه به امامت زين العابدين و محمد باقر و جعفر صادق رضوان الله تعالي عليهم قائل اند حالانكه ايشان به اتفاق بادشاه نبودند.
(1) - سوفسطائيه فرقه اى از فلاسفه كه بر اين باورند همه موجوداتى كه مشاهده مى كنيم وجود وهمى داشته و هيچ حقيقت و منشأ ندارند، و هم چنين سوفسطائيه به اعمال نيک و بد و پاداش اعمال عقيده ندارند.