خلافت را چون به وصف راشده مقيد كنيم معنيش آن باشد كه نيابت پيغامبر صلي الله وعليه وسلم در كارهاي كه پيغامبر صلي الله وعليه وسلم بنا بر وصف پيغامبري ميكردند از اقامت دين و جهاد اعداء الله و امضاي حدود الله و احياء علوم دينيه و اقامت اركان اسلام و قيام به قضاء و افتاء و آنچه به اين قبيل تعلق دارد به وجهي كه از عهدهء ماوَجَب بر آيد و عاصي نباشد. و مقابل آن خلافت جابره است كه در بسياري از احوال مخالف شرع به عمل آرد و از عهدهء واجب بر نيايد و معطل گذارد بسياري از آنچه مي بايد تا آنكه عاصي باشد در خلافت خود مثلًا اقامت حدود مي كند و احياء علوم دين نمي نمايد يا اقامت به وضعي مي كند كه شرع به آن ححكم نه فرمود به جاي رجم مي سوزد و به جاي قصاص رجم مي نمايد و اين خلافت راشده لوازمي چند دارد كه بدون آن لوازم قيام شخصي به خلافت راشده متصور نيست مانند عقل و بلوغ و ذكورت و سلامت سمع و بصر و حريت و علم و عدالت و شجاعت و رأي و كفايت در حرب و سلم و غير آن، و اين صفات به بداهت عقل معلوم مي شود كه تحقق مقصود از خلافت بغير آنها ممكن نيست و سنت سنيه وصفي ديگر بر اين صفات مريد كرده است و آن قريشيت است تا تشبّه واقع شود با فعلُ الله در بني اسرائيل كه انبياء نمي بودند الا از بني اسرائيل از سبط لاوي باشند يا يهودا يا غير آن.