نكتهء اولي: تشريع تتمهء تقدير است معني تقدير اندازه نهادن، خداي تعالي براي هر نوع اندازه نهاده است هر نوع را خلقتي است خاص و صورتي است خاص و افعالي و اخلاقي است و الهامات جبليه كه در ميان صورت نوعيه و حاجت طاريه [1] متولد مي شود و اين قصه بس دراز است و آدمي افضل انواع حيوان است عقل و ذكاء و اهتدا به انواع غريبه از اتفاقات مقتضي نوع اوست و در نفس آدمي دو قوت نهاده اند قوت ملَكيه و قوت بهيميه اگر آدمي خود را به قوت ملكيه دهد و همه آن كند كه سبب زيادت قوت ملكيه است در عِداد ملائكه داخل شود گويا ملكي است از ملائكه و اگر خود را به قوت بهيميه دهد در عداد بهائم داخل گردد گويا بهيمه ايست از بهائم و حالتي هست كه اعتدال نوع آدمي آنرا اقتضا مي كند و آن امتزاج است در هر دو قوت از افعال بهيميه آن كند كه با ملَكيت مضادت نداشته باشد و از افعال ملكيه آن كند كه با بهيميه به تزاحم بر نه خيزد پس هر دو قوت صلح كنند و اصل صورت نوعيه انسان همين هيئت اعتداليه را تقاضا مي كند اگر عصيانِ ماده مانع آن نباشد"فطرة الله التي فطر الناس عليها [2] "
(1) - حاجت طاريه حاجت ضروري وموسمي است مثل حاجت طفل که در هنگام شير خوارگي بدون اينکه کسي او را رهنمائي کند و برايش درس بدهد پستان مادر خود را مکيده و در جستجوي غذا مي شود و اين در حقيقت يک نوع الهام رباني است که آن را الهام جبلي مي گويند.
(2) - سوره روم، آيه: 30..