فهرس الكتاب

الصفحة 879 من 2207

"اشاره به همان هيئت است و براي اين هيئت اعتداليه ملكات است و احوال است و افعال و آن را كاسبات است و آن را منقّصات است (که در هيئت اعتداليه نقص پيدا مي کند) و كفارات آن منقصات است، و اين قصه به همان مي ماند كه صاحب طب مي شناسد كه براي هيئت اعتداليه كه مسمي به صحت است اسباب است و منقصات است پس امر مي كند و نهي مي نمايد چون در ازل الآزال خداي تعالي جميع مقتضيات نوعيه را تقدير نمود در ذيل آن به مقتضاي حكمت واجب شد كه هيئت اعتداليه نفسانيه كه در شرع مسمي به فطرت است و ملكات و احوال كه از آن مي خيزد و كواسب و منقصات او معين فرمايد و آن را شريعت بني آدم گويند بعضي اشياء را و (3) ساخت و بعضي آخر را مندوب و مباح و مكروه و حرام، و تعليم آن بشر را نمي باشد مگر شبيه به الها مات جبليه و قابل تعليم بي واسطه نمي باشد الا اعدل انسان به اعتبار قواي نفسانيه و آن شرع واحد است تغيّر و تبديل را راه به آن نيست و ليكن قابل آن است كه به موضع خاص مقيد كنند مانند آنكه طبيب براي صحت آدمي نسخه خاص بعد ملاحظه سن و فصل و بلد معين مي نمايد از ميان چندين محتملات و اين را شرعة و منهاج گويند"لكل جعلنا منكم شرعةً ومنهاجًا [1] "."

(1) - سوره مائده، آيه: 48.

حجم الخط:
شارك الصفحة
. . .
فضلًا انتظر تحميل الصوت