نكتهء دوم: گمان مكن كه ارسال رسول فرستادن پيغامبر است از بالا به پَست (پائين) يا از مشرق به مغرب يا از بلدي به بلدي بكه معني ارسال رسول از جانب حق جل وعلا آن است كه ارادهء الهيه متعلق شود به آنكه شريعت را جمهور بني آدم بدانند تا صلاح ايشان باشد و از مشهورات ذائعه گردد و عقل و قواي ايشان به آن علم حق ممتلي شود تا سبب حدوث ارادهء افعال خير و كف از منهيات گردد در حق بسياري، يا در ميان بني آدم انواع شرك و مظالم شائع گردد و رفع شرك و مظالم از ميان ايشان بدون پيغامبري مؤيد از جانب قدس ميسر نباشد، يا قومي از مبغوضين را وقت عقوبت و اجل آن در رسد و مصلحت نباشد كه سنگ از آسمان اندازند يا به صحيه اهلاك نمايند بلكه مصلحت ارسال رسولي باشد صاحب شوكت كه آن عزيز به منزلهء جبريل واسطه ي تعذيب آن جماعه ملعونه گردد و اين علم و اين داعيه را همه افراد انسان قابل نيستند بلكه قابل آن اعدل افراد و اشبه آن به ملأ اعلي مي تواند شد و همه اوقات قابل ظهور امر حق نيست بلكه حكمت الهيه پيش از وجود افراد معين مي كند فردي را و مشخص مي سازد زماني را چون آن زمان در رسد و آن مرد به وجود آيد نفس قدسيه آن فرد معتدل را براي خود اصطناع فرمايد كه"واصطنعتك لنفسي [1] "
(1) - سوره طه، آيه: 41..