دليل ثاني: هر كه كتاب فضائل الصحابه از اصول خوانده باشد وفن معرفة الصحابه را تتبع نموده باشد البته ميداند كه آن حضرت صلي الله عليه وسلم در حق هر يكي از اصحاب خود كه نشست و خاست با آن حضرت صلي الله عليه وسلم داشتند نفس راني (ارشاد) فرموده است و كلمه كه مرآت حاصل عمر او تواند بود بر زبان شريف جاري شده و اين قصص بيرون از شمار است، هر گاه براي هر كسي كلمه روان ساخته است بر كبار اصحاب خود در زمان حيات آن حضرت صلي الله عليه وسلم كه وزير و مشير او بودند و بعد وي صلي الله عليه وسلم تحمل اعباء خلافت نمودند چرا نفس راني نفرموده باشد؟
و خلافت ايشان از دو حالت بيرون نيست يا خير است يا شر اگر خير است بهترين جميع خيرات است كه مَن سَنّ سُنة حسنة في الاسلام كان له اجرها واجر من عمل بها (1) و اين بزرگوارن را مثل اجور جميع مجاهدين و جميع آنانى كه به سعي ايشان مهتدي شده اند حاصل است و اگر شر است بدترين شرها است؛ زيرا كه دين محمدي صلي الله عليه وسلم را بر هم زدند و امام معصوم را ترساندند.