به هر تقدير آن حضرت صلي الله عليه وسلم امور جزئيه اصحاب خود را كه بعد آن حضرت صلي الله عليه وسلم به آن متصف شدند بيان مي فرمايد چرا امر عظيم را إما الي الخير واِما الي الشر بيان نه فرمايد اگر خير است لطف خداي تعالي و رأفت حضرت پيغامبر صلي الله عليه وسلم تقاضا مي نمايد كه بر آن خيريت مطلع سازند تا مردم آن خير را خير دانند و به آن اهتمام نمايند و اگر شر است لطف الهي و رأفت حضرت رسالت پناهي تقاضا مي فرمايد كه بر شريت آن مطلع سازند تا مردم آن را شر بدانند و حجت الله بر ايشان قائم شود و اگر نوع ثاني مي بود آن نيز بيان امر خلافت است و نوعي از تعيين خلفاء است كه فلان و فلان به خلافت حقيق نيستند و حقيق غير ايشان است بالجمله استقراء سيرت آن حضرت صلي الله عليه وسلم در تكلم بر احوال صحابه دلالت ظاهره دارد كه خلفاء را بيان فرموده است و تعيين خلفاء به وجه اتم كرده واين نكته را نيز تفصيلي دهيم.
بايد دانست كه آن حضرت صلي الله عليه وسلم ترجمان غيب بود در آنچه از مناقب هر يكي از صحابه بيان فرمود وهر كسي را به فضيلتي كه در وي بود و عاقبة الامر همان فضيلت بر وي كار آمد اختصاص داد اُبي بن كعب را سيد القراء گفت و فرمود كه: خداي تعالي مرا فرموده است كه سوره"لم يكن [1] "را تعليم تو كنم، اُبي گفت: اَوَ سمّاني الله؟ قال: نعم فذرفت عينا اُبي [2] .
(1) - سوره ى"بيّنة"و آن سوره ى 98 قرآن كريم است.