از زمين عرب بر خاسته باشند و مردم ضعيف الاسلام در پي ترويج كفر افتاده باشند و سور قرآن مانند عصافير در دست مردم پراگنده باشد به حكمت اين حكيم دانا و رأفت اين مشفق مهربان مناسبت دارد كه تدبير اصلاح عالم ناكرده و امت خود را زير نسق خليفه نه سپرده از عالم بگذرد؟!.
سوال: اگر گوئي همه احكام در شرع مبين نشده است بلكه بسيار از احكام به قياس مجتهدين حواله گذاشته اند نصب خليفه هم از احكام غير مبينه باشد!.
جواب: گوئيم چيزيكه در زمان آن حضرت صلي الله عليه وسلم واقع بود خبر آن به آن حضرت رسيده لا بد اصلاح آن آن حضرت صلي الله عليه وسلم فرموده است اگر خير است تقرير نموده و اگر شر است منع فرمود و الا تقرير بر معصيت لازم آيد و آن محال است و مصادم عصمت. و چيزي كه قريب الوجود و قريب الحصول بود آن را بيان فرمود آري آنچه بعيد الوقوع است اثارت شبهات به آن نكرد و آن عين رحمت است احكامي كه به قياس مجتهدين حواله كرده اند آن وقائع بعيد الوقوع است نه قريب الوقوع و واقعهء كه تقرير آن كرديم قريب الوقوع است پيش پا افتاده كه هر عاقلي وقوع آن را غدًا او بعد غدٍ ميداند شتّانَ بين القبيلتين باز بر قياس مجتهدين آن را حواله كرد كه عقل به تحقيق آن مستقل باشد نه آنچه تعبدي محض باشد، و تعيين خليفه كه در زمان آينده تغيّر و تبديل نكند و سعي او مفيد مطالب مقصوده باشد امري موكول به ترجمان لسان غيب (است) كه عقل را مدخل نتوان بود.