فهرس الكتاب

الصفحة 105 من 624

فيه وى سه باب است (1) .

باب تَفَعْلُل، تَفَعْلَلَ يَتَفَعْلَلُ تَفَعْلُلًا چون تَدَحْرَجَ يَتَدَحْرَجُ تَدَحْرُجًا و در

ماضى اين باب يك حرف زايد است.

باب اِفعنلال، اِفْعَنْلَلَ يَفْعَنْلِلُ اِفعِنْلاالًا چون اِحْرَنْجَمَ يَحْرَنْجِمُ اِحْرِنْجاامًا.

باب اِفْعِلْلاال، اِفْعَلَلَّ يَفْعَلِلُّ اِفْعِلْلاالًا چون اِقْشَعَرَّ يَقْشَعِرُّ اِقْشِعْراارًا و در

ماضى هر يك از اين دو باب دو حرف زايد است.

فصل:

بدانكه اسم بر دو قسم است: مصدر و غير مصدر، مصدر آن است

كه در آخر معنى فارسى وى تا و نون يا دال و نون باشد مثل القَتْل(به

معنى كشتن)و الضّرب (به معنى زدن) و فعل ماضى و مضارع و امر و

نهى و اسم فاعل و اسم مفعول و اسم آلت و اسم زمان و مكان همه از

مصدر مشتقّ اند.

فصل:

باب فَعَلَ يَفْعُلُ النّصر (يارى كردن) ماضى وى، چهارده مثال بود

شش مغايب و مغايبه را بود و شش مخاطب و مخاطبه را و دو حكايت

نفس متكلّم را. آن شش كه مغايب را بود سه مذكّر را بود و سه مؤنّث

را، آن سه كه مذكّر را بود چون: نَصَرَ نَصَراا نَصَرُوا و آن سه كه مؤنّث

را بود چون: نَصَرَتْ نَصَرَتاا نَصَرْنَ و آن شش كه مخاطب را بود سه

(1) فعل مجرّد (ثلاثى، رباعى) از مصدر، و مصدر مزيد فيه، از فعل، مشتق و گرفته

مى شود.

حجم الخط:
شارك الصفحة
. . .
فضلًا انتظر تحميل الصوت