فهرس الكتاب
فصل:
بدانكه چون نون تأكيد ثقيله درآيد در امر حاضر معلوم گويى اُطْلُبَنَّ (1)
اُطْلُباانِّ اُطْلُبُنَّ (2) اُطْلُبِنَّ اُطْلُباانِّ اُطْلُبْناانِّ (3) و در امر حاضر مجهول گويى
لِتُطْلَبَنَّ لِتُطْلَباانِّ لِتُطْلَبُنَّ لِتُطْلَبِنَّ لِتُطْلَباانِّ لِتُطْلَبْناانِّ و در امر غائب معلوم گويى
لِيَضْرِبَنَّ لِيَضْرِباانِّ لِيَضْرِبُنَّ لِتَضْرِبَنَّ لِتَضْرِبانِّ لِيَضْرِبْناانِّ و در امر غايب
مجهول گويى لِيُضْرَبَنَّ لِيُضْرَباانِّ لِيُضْرَبُنَّ لِتُضْرَبَنَّ لِتُضْرَباانِّ لِيُضْرَبْناانِّ و بر
اين قياس بود در معلوم و مجهول، نهى چون: لاا يَضْرِبَنَّ لاا يَضْرِباانِّ
لاا يَضْرِبُنَّ لاا تَضْرِبَنَّ لاا تَضْرِباانِّ لاا يَضْرِبْناانِّ و چون لاا يُضْرَبَنَّ لاا يُضْرَباانِّ
لاا يُضْرَبُنَّ لاا تُضْرَبَنَّ لاا تُضْرَباانِّ لاا يُضرَبْناانِّ تا آخر.
بدانكه بعد از دخول نون تأكيد ثقيله، واو در جمع مذكّر بيفتد زيرا
كه التقاىِ ساكنين على غيرِ حَدِّه لازم مى آيد و ضمّه دلالت مى كند بر
(1) در اصل اُطْلُبْ بود، مؤكد كرديم به نون تاكيد ثقيله، چون نون تاكيد ثقيله در مفرد، ماقبل
خودش را مفتوح مى خواهد، ما هم فتحه داديم اُطْلُبَنَّ شد، يعنى طلب كن تو اى مرد حاضر
الان البتّه.
(2) اُطْلُبُنَّ در اصل اُطْلُبُوا بود، مؤكد كرديم به نون تاكيد ثقيله چون نون تاكيد ثقيله در آخر جمع
مذكر امر حاضر لاحق شد، اُطْلُبُونَّ شد، التقاى ساكنين شد ميانه واو جمع و نون تاكيد
ثقيله واو جمع را از براى رفع التقاى ساكنين انداختيم زيرا كه ما يدلّ على الواو كه ضمّه
باشد موجود بود، اُطْلُبُنَّ شد، يعنى طلب كنيد شما گروه مردان حاضر الان البتّه.
(3) اُطْلُبْنانِّ در اصل اُطْلُبْنَ بود، مؤكّد كرديم به نون تاكيد ثقيله، چون نون تاكيد ثقيله در آخر
جمع مؤنّث امر حاضر لاحق شد، اجتماع ثلاث نونات شد و چون اجتماع ثلاث نونات در
كلام عرب قبيح بود «الفى» ميانه «نون» جمع و «نون» ثقيله درآورديم تا فاصله شود،
اُطْلُبْنان شد و نون تاكيد ثقيله در اين جا به مشابهت نون تثنيه مكسور شد، اُطْلُبْنانِّ شد،
معنايش طلب كنيد شما گروه زنان حاضر الان البتّه.