فهرس الكتاب

الصفحة 150 من 624

يَسّارَعُ اِسّارُعًا. و اِشَّجَّعَ يَشَّجَّعُ اِشّجُّعًا و اِشّاعَرَ يَشّاعَرُ اشّاعُرًا. و اِصَّعَّدَ

يَصَّعَّدُ اِصَّعُّدًا و اِصّاعَد يَصّاعَدُ اِصّاعُدًا. و اِضَّرَّعَ يَضَّرَّعُ اِضَّرُّعًا و اِضّارَعَ

يَضَّارَعُ اِضّارُعًا. واِطَّهَرَّ ـ چنانكه گذشت ـ واِطّاابَق يَطّاابَق اِطّابُقًا و

اطَّرَّق يَطَّرَّق اِطَّرُّقًا و اِظَّهَّرَ يَظَّهَّرُ اِظَّهُّرًا و اظّااهَرَ يَظّااهَرُ اِظّااهُرًا.

فصل:

بدانكه عين الفعل در باب افتعال چون يكى از اين يازده حروف

باشد روا بود كه تاء افتعال را ساكن سازند و در عين ادغام كنند پس

دو ساكن جمع شوند فاء وتاء بعضى حركت تاء را بر فاء دهند ودر

اِخْتَصَمَ يَخْتَصِمُ اِخْتِصاامًا چنين گويند خَصَّمَ يَخَصِّمُ خِصّامًا فهو مُخَصِّمٌ و

ذاك مُخَصَّمٌ امر حاضر خَصِّمْ و بعضى فاء را حركت به كسره مى دهند

گويند خِصَّمَ يَخِصِّمُ خِصّامًا.

باب افْعلاال «الاِحْمِراار: سرخ شدن» احْمَرَّ يَحْمَرُّ اِحْمِراارًا فهو و ذاك

مُحْمَرٌّ ماضى مجهول اُحْمُرَّ مستقبل مجهول يُحْمَرُّ امر حاضر اِحْمَرَّ اِحْمَرِّ

اِحْمَرِرْ و نهى وجحد بر اين قياس است.

باب افعيلال الاِحْميراار، إِحْماارَّ يَحْماارُّ اِحْميراارًا اسم فاعل و اسم مفعول

مُحْماارُّ امر حاضر اِحْماارَّ اِحْماارِّ اِحْماارِرْ بر اين قياس است نهى وجحد.

باب فَعْلَلَ دَحْرَجَ يُدَحْرِجُ دَحْرَجَةً ودِحْرااجًا فهو مُدَحْرِجٌ وذاك

مُدَحْرَجٌ، امر دَحْرِجْ، نهى لا يُدَحْرِجْ.

حجم الخط:
شارك الصفحة
. . .
فضلًا انتظر تحميل الصوت