فهرس الكتاب
تثنيه بود در آخرش درآورديم ضَرَبْتَا شد. الف تثنيه مشتبه شد به الف
إشْباع در آنجا كه شاعر شِئْتَ را شئتا خوانده مثل:
تَحَكَّمْ يا إِلهى كَيْفَ شِئْتَا ... فَإنّى قَدْ رَضِيتُ بِمَا رَضِيتَا
يعنى: حكم بفرما اى پروردگار من به هر قسمى كه اراده و
خواهش تو است به سبب اينكه به تحقيق راضيم به آنچه كه رضاى
تو است.
از براى رفع اشتباه، ميمى فيما بين الف و تاء درآورديم و ما قبل
ميم را به جهت مناسبتِ ميم ضمّه داديم، ضَرَبْتُمَا شد بر وزن فَعَلْتُمَا.
ضاد فاء الفعل، راء عين الفعل، باء لام الفعل، وتُمَا علامتِ تثنيه
مخاطب مذكّر و هَم ضمير فاعل، و ضمير منفصلش، اَنْتُماست.
ضَرَبْتُمْ: يعنى بزديد شما گروه مردان حاضر در زمان گذشته. صيغه
جمع مخاطب مذكّر است از فعل ماضى صحيح و ثلاثى و مجرد و
معلوم.
ضَرَبْتُمْ در اصل ضَرَبْتَ بود (مفرد بود) خواستيم جمع بنا كنيم،
چون به جمع رسيديم سه بار يا بيشتر مى بايست گفت ضَرَبْتَ ضَرَبْتَ
ضَرَبْتَ، زايد بر يكى را حذف كرديم عوض از محذوف، واو كه
علامت جمع بود به او ملحق كرديم ضَرَبْتَوا شد، و ماقبل واو را به
جهت مناسبت با واو ضمّه داديم ضَرَبْتُوا شد. واو جمع مشتبه شد به واو
اِشباع، در آنجا كه شاعر در شعر خود دَنَوْتُ را دَنَوتُو خوانده مثل:
يَا قَوْمِ قَدْ حَوْقَلْتُ أوْ دَنَوتُو ... وَبَعْدَ حِيْقَالِ الرِّجَالِ مَوتُوا
يعنى: اى قوم من، به تحقيق كه پير شدم يا نزديك است كه پير
شوم و بعد از پير شدن مردمان مرگ است.