فهرس الكتاب
لا يبع بعضکم علي بيع بعض: وقتي فروشنده در حال فروش کالاي خود به مشتري است فروشنده ي ديگري در معامله ي آنها دخالت نکند تا کالاي خود را به قيمت ارزانتر بر آن مشتري عرضه کند.
لا تَنَاجَشُوا: فعل نهي از ماده (نجش) است , و نجش يعني اينکه شخصي قيمت کالايي را بالا مي برد يا اينکه از آن تعريف مي کند و قصد خريدن آن را هم ندارد , بلکه هدفش اين است که مشتري را فريب بدهد.
لا يَبِعْ حَاضِرٌ لِبَادٍ: الحاضرُ: کسي که در شهر ساکن است , والبادي: منسوب به باديه يعني صحرا و بيابان است و در اينجا منظور کسي است که براي فروش کالا و جنسش به شهر مي آيد. در اين حديث از اينکه شخص مقيم در شهر براي روستايي يا بيابان نشين کالايش را بفروشد جلوگيري شده است تا اينکه تاجران آن شهر بتوانند با خريدن مستقيم کالا از آنها سود ببرند.
وَلا تَصُرُّوا الْغَنَمَ: التَصْرِيةُ: بستن پستان گوسفند به گونه اي که ظاهرا پر شير نشان مي دهد , وبدين ترتيب مشتري فريب ظاهر آن را مي خورد.
ابتاع: خريد.
خير النظرَين: بهترين انتخاب از بين دو چيز.
يحلبها: شير (گوسفند) را مي دوشد.
أمسك: نگاه داشت.
سخطها: باعث نارضايتي او شد. از او خوشش نيامد.
الصاع: چهار مُدّ است , وهر مُدّ نيز به اندازه ي دو کف دست يک انسان بالغ متوسط است. تقريبًا يک صاع برابر با 75/ 2 ليتر و 2 کيلو و 175 گرم است.