فهرس الكتاب

الصفحة 188 من 297

مفهوم حديث: از جابر بن عبد الله $ چنين روايت است که او سوار بر شترش در حال رفتن بود که شتر خسته شد و از حرکت باز ايستاد , جابر ^ خواست که آن شتر را رها کند , جابر ^ ... مي گويد: آنوقت پيامبر % به من رسيد و برايم دعا کرد و به شتر ضربه اي زد , شتر با آن ضربه آنچنان حرکت کرد که هيچ وقت چنين حرکت نکرده بود , پيامبر % به جابر ^ فرمود: شتر را به مبلغ يک اوقيه به من بفروش , گفتم: خير , باز فرمود: آن را به من بفروش , سپس شتر را به يک اوقيه به پيامبر % فروختم ولي شرط کردم که تا رسيدن به منزلم بر آن سوار شوم , وقتي به منزل رسيدم شتر را به نزد پيامبر % آوردم , ايشان نيز پولش را نقد به من پرداخت نمود , سپس من برگشتم , ايشان نيز شخصي را به دنبال من فرستاد و من را برگرداند , سپس به من فرمود: آيا فکر مي کني من با تو چانه زدم تا شترت را از تو بگيرم , شترت و پولت را بردار , هر دوي آن مال تو است.

271 ـ عَنْ أَبِي هُرَيْرَةَ ^ قَالَ: نَهَى رَسُولُ اللَّهِ % أَنْ يَبِيعَ حَاضِرٌ لِبَادٍ، وَلا تَنَاجَشُوا وَلا يَبِيْعُ الرَّجُلُ عَلَى بَيْعِ أَخِيهِ، وَلا يَخْطُبُ عَلَى خِطْبَة أخيه، وَلا تَسْأَلُ الْمَرْأَةُ طَلاقَ أُخْتِهَا لِتَكْفِئَ مَا فِي إِنائِهَا.

واژه ها:

أَنْ يَبِيعَ حَاضِرٌ لِبَادٍ: الحاضرُ: کسي که در شهر ساکن است , والبادي: منسوب به باديه يعني صحرا و بيابان است و در اينجا منظور کسي است که براي فروش کالا و جنسش به شهر مي آيد. در اين حديث از اينکه شخص مقيم در شهر براي روستايي يا بيابان نشين کالايش را بفروشد جلوگيري شده است تا اينکه تاجران آن شهر بتوانند با خريدن مستقيم کالا از آنها سود ببرند.

حجم الخط:
شارك الصفحة
. . .
فضلًا انتظر تحميل الصوت