فهرس الكتاب
دَيْنًا: قرضي , چيزي که دست به دست نباشد , مثلا طلا را بگيرد و بگويد فردا اينقدر نقره به تو مي دهم.
مفهوم حديث: ابو المنهال مي گويد: از براء بن عازب و زيد بن ارقم $ درباره ي خريد و فروش طلا و نقره پرسيدم , و هر يک از آن دو مي فرمود: اين از من بهتر است , و هر دويشان گفتند: رسول الله % از فروش طلا با نقره به صورت قرضي نهي فرموده است.
276 ـ عَنْ أَبِي بَكْرَةَ ^ قَالَ: نَهَى رَسُولُ اللَّهِ % عَنْ الْفِضَّةِ بِالْفِضَّةِ وَالذَّهَبِ بِالذَّهَبِ إلاَّ سَوَاءً بِسَوَاءٍ , وَأَمَرَنَا أَنْ نَشْتَرِيَ الْفِضَّةَ بِالذَّهَبِ كَيْفَ شِئْنَا، وَنَشْتَرِيَ الذَّهَبَ بِالْفِضَّةِ كَيْفَ شِئْنَا.
قَالَ: فَسَأَلَهُ رَجُلٌ فَقَالَ: يَدًا بِيَدٍ؟ فَقَالَ: هَكَذَا سَمِعْتُ.
واژه ها:
سواء بسواء: يکسان و برابر.
مفهوم حديث: ابو بکره ^ مي فرمايد: رسول الله % از خريد و فروش نقره با نقره و طلا با طلا نهي فرموده است مگر اينکه با هم يکسان و برابر باشند , و به ما امر کردند که نقره را با طلا به هر صورت که خواستيم خريداري کنيم , و همچنين طلا را با نقره به هر صورت که خواستيم خريداري کنيم.
راوي مي گويد: شخصي از او پرسيد: دست به دست باشد؟ فرمود: اين چنين شنيده ام.
بابُ الرَّهْنِ وغيرِهِ
باب رهن و ديگر احکام
277 ـ عَنْ عَائِشَةَ & أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ % اشْتَرَى مِنْ يَهُودِيٍّ طَعَامًا وَرَهَنَهُ دِرْعًا مِنْ حَدِيدٍ.
واژه ها:
الرهن: هر چيزي که براي تضمين پرداخت بدهکاري نزد طلبکار به امانت گذاشته مي شود.
الدرع: زره.
الحديد: آهن.
مفهوم حديث: عايشه & مي فرمايد: رسول الله % از يک يهودي مقداري مواد غذايي خريد و براي پرداخت پولش زره اي آهني را نزد او به رهن گذاشت.